تغییر کارکرد آرامگاه‌ها/ مزارات تاریخی چگونه به کانون‌های گردشگری تبدیل می‌شوند؟

در حالی که در بسیاری از نظام‌های گردشگری، بازدید از آرامستان‌ها به عنوان «گردشگری سیاه» شناخته می‌شود، پژوهشگران حوزه‌ میراث‌فرهنگی با نقد این دیدگاه، بر «تغییر پارادایم» در این حوزه تاکید دارند. به باور متخصصان، گردشگری مزارات در ایران بستری دانش‌محور برای بازخوانی تاریخ، هویت‌شناسی اجتماعی و درک لایه‌های تمدنی است که در جغرافیای فرهنگی ایران، به‌ویژه در پهنه‌ی خراسان، ریشه‌هایی عمیق دارد.

رضا سلیمان‌نوری، فعال رسانه‌ای و پژوهشگر حوزه‌ گردشگری و میراث‌فرهنگی، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا، با تبیین تمایزهای ساختاری میان مفاهیم «آرامستان» و «مزار»، اظهار کرد: شاید در مواجهه نخست، آرامستان‌گردی در ذیل مفاهیم گردشگری سیاه تعریف شود، اما واقعیت امر این است که این مدل از گردشگری، رویکردی معرفت‌شناسانه است، چرا که مخاطب در این تورها با زیست‌نامه‌ بزرگان، سیر تحولات تاریخی و گره‌گاه‌های اجتماعی عصر مدفونان آشنا می‌شود و در حقیقت، دانشِ تمدنی خود را ارتقا می‌دهد.

تفکیک هویت‌بنیان: از گورستان‌های عمومی تا مزاراتِ تاریخی

سلیمان‌نوری در تحلیل ساختار این گونه‌ گردشگری، می‌گوید: آرامستان‌ها را می‌توان به دو دسته‌ کلی تقسیم کرد. نخست، آرامستان‌های عمومی که کارکردی همگانی دارند و دوم، قطعات با هویتِ متمایز؛ نظیر قطعه هنرمندان، نویسندگان یا شهدا که هر کدام، روایتگر فصلی خاص از تاریخ معاصر هستند. اما مفهوم «مزار» یا «آرامگاه» فراتر از یک مکان دفن است و می‌تواند منظومه‌ای از کارکردهای فرهنگی، آموزشی و مذهبی همچون مدارس و حسینیه‌ها را در بر گیرد که نشان‌دهنده پیوند عمیقِ میانِ فرهنگ زیستن و فرهنگِ مردگان در تمدن ایرانی است.

این پژوهشگر با ارائه‌ یک «گونه‌شناسی» از مزارات، آن‌ها را بر مبنای «قطعیت هویت» به سه دسته‌ اصلی طبقه‌بندی می‌کند: نخست، مزارات قطعی است، مکان‌هایی که هویت فرد مدفون در آن‌ها واجد قطعیت تاریخی است، نظیر بارگاه امامزادگان شاخص؛ هرچند که جایگاه اجتماعی یا انتساباتِ این شخصیت‌ها در طول زمان، دستخوشِ تطور و تحول شده است.

سلیمان‌نوری در ادامه‌ این طبقه‌بندی به مفهوم «مزارات فرضی» اشاره کرده و می‌افزاید: این دسته از مزارات، مکان‌هایی هستند که به پشتوانه‌ احترام اجتماعی و حافظه‌ جمعی، به عنوان محل دفن یک «پیر» یا شخصیتِ دینی شناخته می‌شوند، اما در متون علمی، هویتِ دقیق فرد مدفون، مستنداتِ قطعی ندارد. این‌گونه مکان‌ها در جغرافیای مزارات محلی، به‌ویژه در خراسان، از غنای بسیاری برخوردارند و نشان‌دهنده‌ پیوندِ ناگسستنی مردم با میراثِ معنوی خود هستند.

واکاوی تمدنی عناوین؛ نشانه‌هایی از سده‌های نخستین

این فعال حوزه‌ میراث‌فرهنگی در بخش پایانی سخنان خود، تنوع عناوین در بقاع و آرامگاه‌ها نظیر «شاهزاده»، «سلطان» یا «خواجه» را «کدگذاری‌های تاریخی» می‌داند و تصریح می‌کند: به‌ویژه شخصیت‌هایی که تحت عنوان «خواجه» شناخته می‌شوند، اغلب به طبقاتِ ممتاز حکومتی یا بزرگان سده‌های نخستین ورود اسلام به ایران بازمی‌گردند. این تنوع واژگانی و ساختاری، خود سندی است گویا بر لایه‌های تمدنی عمیقی که در طول تاریخ، شاکله‌ جغرافیای فرهنگی ایران را شکل داده‌اند و امروز می‌توانند به عنوان یکی از ظرفیت‌های مغفول، اما راهبردی در صنعت گردشگری دانش‌محور مورد توجه قرار گیرند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070500293
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha